tafteye joda bafteh

4.3.09

23.12.08

2.3.04

محرم و صفر يه طرف؛ شام غريبان يه طرف ديگه ... ( ازون طرف خوب‌ها !!! ) ...

29.2.04

خستگي مثه چرک و کثافت ازت دور ميشه ... و همون زمان؛ انگار که داري چند باکس انرژي تزريق ميکني ... کاش ميشد هميشه زير دوش داغ زنگي کرد ... تا تموم وجود بياد پايين و دفع بشه ... بره تا تصفيه شه و تبديل بشه به آب شرب ... تا ازون براي آب دادن گياهها و درختها استفاده بشه ... و اين فقط يه هجويه‌ست ... يه هجويه ...

27.2.04

وقتي تمام عشق و علاقه‌ي يک جوون؛ به زير علم رفتن باشه ... و وقتي تعداد تيغه‌هاي اون علم معيار بزرگي و برتري اون باشه ... وقتي انتهاي پرستيژ يک نفر؛ نصب پرچم " يا حسين " روي کاپوت ماشينش و نصب پرچم مثلثي به آنتن ماشينش باشه ... و۱۰۰۰ مورد مشابه ديگه ... پس واي به حال اين مملکت ...

24.2.04

امروزه ديگه توو سر سگ بزني؛ ميخواد خودکشي کنه ...

22.2.04

مراسم اختتاميه‌ي مسابقه‌ي برترين وبلاگها ... ملغمه‌اي که معلوم نبود نظم حاصل در آن؛ در اثر برنامه‌ريزي توسط عقل بود يا اونجاشون ... کسي راضي نبود ... پس همه فحش خواهند داد ... درنتيجه انتقاد بي‌معني‌ست ... اما بعضي اوقات بايد صداي آدم دربياد ... از چند ماه پيش در بوق و کرنا کرده بودند که مراسم امسال بسيار باشکوه‌تر از پارسال خواهد بود ... اما با شکوه‌بودن مراسم : ۱- اعلان محل برگزاري مراسم درست ۲ روز قبل انجام شد ... يعني اگر ارتباطي بين وبلاگي‌ها نبود؛ به جزء هيات داوران؛ کسي به مراسم نمي‌رفت ... ۲- اين مراسم باشکوه قرار بود در ساعت ۴ بعدازظهر آغاز شود ... اما رسما کارش رو از ۵ شروع کرد ... ۳-دبير برگزاري اين مسابقه؛ و مدير مسئول و صاحب امتياز يکي از نشريات اين مملکت؛ هنوز نشده که لحظه‌اي فکر کنن که نيمساعت قبل از شروع مراسم؛ نبايد متن سخراني خود را تنظيم کرد ... تنظيم چيه بابا ... تازه شروع به نوشتن کرد ... خلاصه اينکه آقاي اروج‌زاده از ۴ تا ۵ گم شده بود ... ۴- مجري مراسم رسما به درد لاي جرز مي‌خورد ... قدرت اجرا کاري‌ست که ثابت شده کار هر کسي نيست ... ۵- من نمي‌دونم آيا اين ملت برگزار کننده؛ برگزاري يک مراسم که درآن به برخي جايزه‌اي داده ميشه رو ديدن يا نه ... اگر نديده‌اند که لازمه حتما پولي جمع‌آوري شود تا تلويزيوني براي آنان خريداري گردد ... که در آينده دستشان به چنين افتضاحي آلوده نشود ... لااقل ببينند مراسم مشابه چگونه برگزار مي‌شود ... آخه کجاي دنيا همه‌ي برندگان رو مثل ورود يک دسته حيوون به طويله؛ روي سن جمع مي‌کنن؛ بعد به آنها جايزه‌اي - رسما با بي‌احترامي - پرت مي‌کنن ... ۶- آقاي ... ( چه بهتر که يادم نيست اسمش )؛ رئيس انجمن ISP هاي ايران؛ رسما زرت و پورت کردند ... ايشان بايد مي‌رفتند توالت تا اينکه برن پشت تريبون ... جدا از تيکه‌اي که به نساء پراندن که خود فهميدن عجب گه زيادي‌اي خوردن؛ ... به عمله‌جات وبلاگستان هم توصيه‌هايي مرهوم داشتن : ( عين کلمت قصار ايشان) "... برخي از اين وبلاگ‌نويسها انگار هي ميان و پابليش ميکنن؛ بعد انگاري بدشون مياد و ديليت ميکنن ... بهتره که نکنن ... سعي کنن يه مطالبي رو بنويسن تا بشه ازش استفاده کرد ..." و غيره غيره ... اينه اون ايده‌آل هايي که ميخوايم براي وبلاگستان؟ ...

Blog Archive